الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
34
الغدير ( فارسي )
ابى يعلى و احمد ( به دو اسنادش ) روايت نموده سپس گويد : و همچنين حديث مزبور را ابو داود طهوى ( بضمّ طاء ) و نامش عيسى بن مسلم است از عمرو بن عبد اللَّه بن هند جملى و عبد الاعلى ابن عامر ثعلبى و آن دو از عبد الرحمن روايت نمودهاند و سپس به همان نحو آن را ذكر كرده ، و بطوريكه در جلد 6 « كنز العمال » صفحهء 397 مذكور است سيوطى حديث مزبور را از دار قطنى در « جمع الجوامع » روايت نموده و لفظ او چنين است : على عليه السّلام خطبهء ايراد كرد و سپس گفت : سوگند مىدهم به خدا ( سوگندى كه در اسلام مقرر است ) هر فردى را كه روز غدير خم در محضر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله حضور داشته آنگاه كه دست مرا گرفت و فرمود : آيا من اولى ( سزاوارتر ) بشما اى گروه مسلمين از خود شما نيستم ؟ گفتند بلى ، هستى اى رسول خدا ، پس فرمود : من كنت مولاه فعلى مولاه ، اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله ، برخيزد و شهادت دهد ، در نتيجه حدود هفده تن برخاستند و شهادت دادند و گروهى كتمان نمودند و آنان از دنيا نرفتند مگر بعد از آنكه نابينا و دچار برص شدند . و حديث مزبور را در جلد 6 صفحه 407 بلفظ اوّل كه از احمد ذكر شد ، از طريق عبد اللَّه بن احمد ، و ابى يعلى موصلى - و ابن جرير طبرى ، و خطيب بغدادى ، و ضياء مقدسى روايت نموده ، و وصّابى در « الاكتفاء » حديث مزبور را بلفظ اوّل از دو لفظ احمد كه ذكر شد نقل از « زوايد المسند » عبد اللَّه بن احمد و از طريق ابى يعلى در مسندش و از ابن جرير طبرى در « تهذيب الآثار » و از خطيب در تاريخش و از ضياء در « المختاره » ع 2 صفحه 132 روايت نموده است . 14 - عمر و ذى مرّ ( شرح حال او در صفحه 123 ج 1 مذكور است ) ، احمد بن حنبل در جلد 1 مسندش صفحه 118 با بررسى طريق روايت كرده گويد : حديث نمود ما را على بن حكيم باخبار از شريك از ابى اسحق از عمرو بمانند حديث ابى اسحاق از سعيد و زيد كه در صفحه 21 ذكر شد و در روايت مزبور اين جمله را نيز ذكر نموده